بازدید کننده ی عزیز
برای اطلاع از جزییات کامل زلزله ممسنی به لینک زیر مراجعه فرمایید :
با عرض سلام خدمت کلیه بازدید کنندگان سایت لوری ...
لــــــــوری یک سایت مستقل ، آزاد و بدون وابستگی به هیچ سازمان و ارگانی است . عمده مطالب این سایت بر مبنای اخبار و مطالب خبری روز و مباحث و مطالب برگرفته از اینترنت و یا تحلیل های شخصی نویسندگان سایت است . این سایت بر اساس قانون جمهوری اسلامی ایران عمل می کند و تابع مقررات ایران است . مطالب سایت کاملا آزادانه و فاقد برچسب سیاسی و جهت گیری های سیاسی ، صنفی و ... است .
خوب خوشبختانه سایت با پیگیری و ... رفع فیلتر شد .
ولی دلیل فیلتر شدن آن طی این دو هفته هنوز مشخص نشده ...
به امید روزهای بهتر
مدیر سایت : محمدرضا چوبینه
کاربر گرامی :
لطفا در نظر سنجی وبلاگ شرکت کنید ...
موضوع : نقد و تحلیل مختصری از الگوهای جامعه ی ممسنی در حیطه ی آئین ها و شرحی از رسم عروسی...
اکنون که ما در جامعه ای با الگوها و نیازهای متفاوت فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی زندگی می کنیم . شاید کمتر به این نکته توجه کنیم که این جامعه که تک تک ما عضوها و زیر مجموعه های آن می باشیم روند طویل و الگوها و نظریه ها و راهکارها و سنت و آئین و آداب مختلفی را در زمان های دور و نزدیک و هم چنین در عرصه های متفاوت گذرانده است تا به شکل امروزی ، در آن واقع شده به عنوان جزئی از آن برای دست یابی به یک الگو و رفتار که گاهی منظم و اُرگانیک و گاهی نیز غیر منظم ، محدود وغیر محدود می باشد به منظور گذران زندگی و شکل گیری این الگوهای برای نیل به اهداف آینده و روند آن در زندگی نسل آینده به نوبه ی خود و گاه به صورت ناخودآگاه ایفای نقش می نماییم . اکنون این جامعه دوران ها و تحولات متفاوت و شگرفی را پشت سر نهاده است تا به اینجا رسیده که در شکل گیری آن میلیون ها انسان و هزاران نظریه پرداز دخالت آگاه و ناخودآگاه داشته اند . گاه این الگوها پویا و انعطاف پذیر و گاه نیز با ساختاری شکننده عرضه شده و می شوند . نهادها و سازمان های مختلفی که همه در حیطه آنها ایفای نقش می کنیم خود به خود بوجود نیامده و امروز ما را به نوعی کنترل می کنند و جهت می دهند . نهادهایی همچون خانواده ، حکومت ، دین ، آموزش و ... و البته دوران های مختلفی چون عصر باستان ، جامعه های اولیه ، برده داری ، که تقریباً تاریخ زیادی در نقاط مختلف جهان دارد و نظریات و دوران هایی چون فئودالیسم ، کاپیتالیسم ، کمونیسم و ... نقش خانواده به عنوان یکی از ابتدائی ترین و فراگیرترین نهاد نقش به سزایی در تربیت افراد و جامعه و هم چنین شکل گیری آداب و رسوم می باشد . که بحث مورد نظر ما چگونگی شکل گیری این آداب و رسوم در جامعه ی کوچک ممسنی به عنوان زیر مجموعه ای از یک اجتماع وسیعتر می باشد . الگوهای خانواده ممکن است از یک جامعه به جامعه ی دیگر متفاوت باشد . و ممکن است الگوهای جامعه با گذشت زمان تغییر یابد . که در جزء کوچکتر آن خانواده تحول یافته و در شکل بزرگتر جوامع را تحت تاثیر قرار می دهد . خانواده به عنوان یکی از نهادهای اولیه به طور ناآگاهانه ایجاد شده است و در سطح جهان . خانواده ها محکوم به انجام کاری نیستند . بلکه به غریزه در حال زندگی می باشند و یا موظف به تربیت جوامع . برای بقاع بشر تولید مثل می کنند . از کودکانشان مراقبت کرده و در اجتماع کردن آنان نقش به سزایی دارند . اقتصاد را تامین می کنند و جایگاه هریک از اعضا خود را تثبیت می کنند . و مهم تر آنکه میدانها و دانسته های فرهنگی خود را از نسلی به نسل دیگر منتقل می کنند . جوامع را به جمع گرا و فردگرا تقسیم می کنند . در جوامع و خانواده های فردگرا منافع شخص بر جمع ارجحیت دارد . اندیشه گروهی نیست با اعضا کمتر و خانواده های کوچک زندگی شکل گرفته و ادامه می یابد . از عقاید دیگران کمتر استفاده می شود و فرد موظف به رعایت آداب و رسوم خاصی نیست وابستگی پایین است . جدا شدن از خانواده و تشکیل خانواده ای دیگر در مکان و شرایط دیگر عیب نیست بلکه واقعیت و افتخار به شمار می آید . اما در جوامع جمع گرا اینگونه نیست خانواده ها گسترده هستند نظر گروه بر فرد ارجحیت دارد . از آنجا که فرزندان ، پدر ، مادر ، پدر بزرگ ، مادربزرگ و گاهی اقوام دیگر در یک مکان و حداقل با یک عقیده ی مشترک زندگی می کنند خانواده از گستردگی برخوردار است . عنوان خانواده گسترده که در انسان شناسی فرهنگی به این خانواده ها اطلاق می شود . از صمیمیت اعضاء به همدیگر نیز اشاره دارد آنها در مسائل و مشکلات از همدیگر کمک می خواهند و از آداب و رسوم خاصی پیروی کرده از بزرگان تاثیر می پذیرند . ممسنی را باید براساس شرایط محیطی ، آداب ، فرهنگ و ... در یک سازمان ایلی عشایری تصور کنیم که با گذشت زمان و تحولات ایجاد شده در جامعه ی سنتی آن به شکل امروزی درآمده است که البته این شکل جامعه کنونی را در شرایط جهانی و تعاریف و استانداردها و هم چنین شکل بسیاری از شهرهای کشور ، را اعم از ترک و لر و کرد و هر ایل و تبار دیگر را نه می توان جزء جامعه مدرن به حساب آورد و نه جزء جامعه سنتی . در همین قرن معاصر هریک از اعضاء جامعه ی ممسنی عضوی از تشکیلات ایلی به حساب می آمدند . و هم اکنون اگر چه کم رنگ تر اما باز هم ما از اعضاء یک ایل به شمار می آییم . که در خانواده متولد ، بعد عضوی از دودمان ، بعد از آن طایفه (تیره ) و بعد ایل می باشیم . در جامعه ی سنتی و پیشین شهرستان به فرض که خانواده ها هسته ای باشند و تعدادشان کم و بخواهند فردگرا بیندیشند این اجازه به آنها داده نخواهد شد . زیرا همین خانواده کم عیال و هسته ای خود جزئی از یک گروه محسوب می شد . که در مناطق مختلف به نامهای : دودمان ، بنیچه ، تش ، دهه ، اولاد ، تیپ ، کُوده ، بنکو و ومال ذکر شده است . در خانواده پدر رئیس بود . در قدیم دودمان و بنکو که اعضاء آن از لحاظ نصبی و سببی فامیل بودند را ریش سفید اداره می کرد . اصطلاح باستانی آن می شود « مان پتی » و اداره دیگر به عهده کتک خوتا «کدخدا » اداره ایل بر عهده خان یا ویس پتی بوده است . خانواده گسترده که به آن بنکو می گفته اند باید از یک یا چند نفر تبعیت کرد و پایبند به اعتقادات و آداب و رسوم بود که این خانواده گروهی و جمع گرا است ، اسکندر امان اللهی در کتاب «کوچ نشینی در ایران » از اهداف ، شکل خانواده و روابط خویشاوندی کوچ نشینان نیز بحث نموده است . از خانواده های گسترده ، پیوسته ، هسته ای ، چند همسری و ناقص نام برده است . بنابراین در ممسنی گروهی اندیشه می شود و به اعتقادات گروه و طایفه و خانواده گسترده و به نظراتشان اهمیت داده می شود . به آداب و رسوم نیاکان احترام گذارده می شود حال سئوال اینجاست که این آداب و رسوم تا چه اندازه صحیح می باشند ؟ امروزه شکل جامعه ایلی و ممسنی تا حدودی تفاوت نموده است و به سمت مدرن شدن پیش می رود . نسل قدیمی آرام آرام می میرند و نه آرام آرام بلکه به زودی از یاد می روند . این بحث آسیب شناسی نمی کند و صحیح و غلط در این مطلب ذکر نشده است یعنی اینگونه نیست که بگوییم این رسم x اشتباه و y صحیح است . که جای بحث آن در این مقاله نمی گنجد و می سپاریم به مخاطب تا او جواب دهد. چهل سال پیش یک جوان بیست ساله در ممسنی و البته یک پیرمرد شصت ساله در مراسم عروسی چوب به دست می گرفته اند و حتماً چوب بازی می کردند .
دانلود کنید: دانلود
از اینکه به وبلاگ ما سر زدید سپاسگذاریم . چنانچه عکس , کلیپ در رابطه با شهرستان ممسنی دارید می توانید آن را به e-mail زیر ارسال نمایید تا به اسم شما در وبلاگ درج گردد:
e-mail: new_dance1@yahoo.com
با تشکر
مدیریت وبلاگ
زخم به تن گرفته است دلش سحر شده چو من
در شب تاريك و سياه زردي رنگ صورتش
آه !ببين چه كرده است ظالم دزد وطنش

خيالي است براي نقاشان چيره دست *چراغ در پشت پنجره*چوب درون حاشيه*سنگ به پا درآمده است*
آهن بيچاره ي منگ خيال نقا ش شده است*چنين نقاش چيره دستي شهر مرا گند به گچ گرفته است!

به نظر ميرسه ممسني احتياج به يكي دو تا شعبه جديد بانك داره.
يك پيشنهاد:بانك هاي ما هم مثل بقيه ي شهرها به مشتريان شون شماره بدن و بگن كي و چه
ساعتي نوبتشونه.اين صف هاي عريض و طويل و اين همه بحث و جدل زياد جالب نيست با اين
كار بانك شلوغ نميشه فضا آرومه و نياز كمتري به تهويه و وسايل خنك كننده و ...هست.

در زبان فارسي ميگوييم حلب 5كيلويي اجسام به كيلو گرم و اقلام ودارايي به ريال و تومان حساب مي شود در زبان فارسي كنوني
هر حلب 4/5كيلو اجسام به گرم واحد شمارش پول هم صد هزارتومان مي باشد.در فارسي خوردني ها را كه از جزئيات آزادي به شمار مي رود
به رنگ سبز مي نويسند در صورتي كه مكان را به رنگ قرمز مي نويسند!در فارسي قديم گفته اند هر كه طاووس خواهد جور هندوستان كشد
در فارسي جديد ميگويند هر كه سبزي خواهد و آزادي رنگ قرمز بايدش گاه گاهي!در فارسي جديد تر ميگويند :هر كه سبز باشه و خواهان آزادي اول مي بريمش كهريزك بعد مي ياريمش دادگاه كه بي طرفه و طبق قوانين اسلامي برگزار ميشه بهش ميگيم هر چرندي ما گفتيم تو هم بگو!بعد مردم از تلويزيون بي طرف ميبينن با خودشون ميگن:خط نوشتي به اين قشنگي گوشه اش كمي رنگ ريخته اي دقيقا زيرستاد طرح تنظيم جاي پاش معلومه.

در خانه هاي مجردي هيچي سرجاي خودش نيست!مثلآ در شهرهايي كه يه عده اساس و اثاثشون و شوهر دادن ديگه مهم نيست درخت كجا باشه و شهر كجا باشه!اين همه آب كثيف كنار مغازه مغازه دار هم انگار كه انگار!اينجا الان حكم پياده رو نداره درياچه هست.
اگه موزاييك بشه دو تا گل هم بزاريم كنار درخت گلدون گلها رو نشكنيم اونوقت اونوقت ديگه ما اصفهاني هستيم.
خجالت بكش مردكه ي بي اصالت ما نورآبادي هستيم!شاعر ميگه:اگه بشه واي اگه بشه چي ميشه!
اين هم در تربيت بدني شهرستان ممسني كه باطنا و ظاهرا قفله!بعد از اينكه ريئس خواب آلود قبلي رفت
و ريئس جديد كه من طرفدارشم اومد از جمله كاراش اين نشان المپيكه كه زده دم در وقتي كه نماينده ي شهر توي مجلس شوراي اسلامي
گم شده و اين همه دوربين يه بار موفق به شكارش نشدن ديگه چه انتظاري از ريئس هست.
ما كه از هست و نيست چيزي حاليمون نيست و طرفدار كسي هم نيستيم فقط اين و ميدونيم كه فعلا نماينده بند كفشش رو محكم بسته و ميگرده
ببينم كي به موسوي راي داده كي به احمدي و عزل و نصب ميكنه حالا چرا؟؟؟خدا ميدونه و همه ي مردم!

لگن:در شهر زياد هست همه هم سوار ميشن*سطل:در شهر زياد هست ولي كي آشغال بريزه توش*
كلمن:در خانه ها زياد هست ولي در شهر تعدادشون اندكه كه البته رنگش سبزه *تاكس طرح جديد شهرداري :تاكسي نورآباد كه رنگش سبزه قراره كه تغيير رنگ بده و سياه بشه به مناسبت يكمين سالگرد پيروزي انقلاب اخير.

كه به مدير روزنامه كيهان نوشته است و مربوط مي شود به سال 1335يعني 51سال پيش.
نويسنده اعلام كرده كه درنورآباد ممسني چهار داوطلب براي خواندن روزنامه پيدا كرده ام و وجوه
آن را به وسيله بسته پستي فرستادم.در اين نامه نيز اميد داده كه تعداد اين مشتركين به ده برسد.
عكس بالا نامه اي است از جانب معين تجار بوشهري(مالك ممسني)به عبدالحسين خان كه در سال1325
نوشته شده است و حكايت از اين دارد كه نفاق اندازي بوشهري ميان ممسني ها نتيجه داده و خوانين به
نمايندگان او تبديل شده اند.اگر توجه كنيد بالاي نامه نوشته شده از تهران به كازرون كه نشان مي دهد
عدم امكانات باعث شده تا ممسني بخشي از كازرون به شمار آيد.كلمه امكانات دشمن اصلي ما از سال 1325
تاكنون بوده است.پس نه شاه مقصر بود نه شيخ مقصر اصلي شهر بوده و بس.

اين سند مربوط به 210سال پيش مي باشد كه حكم يك قولنامه خريد و فروش ميان دو نفر از محترمين پيشين نورآباد ممسني
را دارد.طبق اين قولنامه قايد قاسم كرائي زمين ها و مراتعي را-كه امروز بخشي از روستاي برمك سفلي را تشكيل
مي دهد-از قايد حاتم خان عاليوندي به قيمت 75تومان خريداري نموده است.مرزهاي اين زمين ها به برمك عليا كو شاه نشين
پوزه ي سيك و محلي به نام نهر(مرز بين روستاي جابه و برمك)محدود مي شود.در گوشه اي از اين قولنامه مهر خوانين و
محترمين آن زمان نورآباد ممسني ديده مي شود كه از جمله مي توان به شريف خان بكش و فتح الله خان جاويدي اشاره كرد.
زبان ما نيز نسبت به آن زمان تفاوت كرده:به عنوان مثال در قولنامه آمده (علي وند)اما امروز مي گوييم عاليوند.
قايد مترادف (كا)مي باشد پيشوندي براي احترام مثل سيد
جمله ي عربي ابتداي متن خداوند را مالك زمين و آسمان دانسته است و يك مقدمه به شمار مي رود.
مهر يك نفر سرشناس زير قولنامه هاي اينچنيني نشان مي دهد كه در گذشته مهر اين اشخاص به سند اعتبار مي داده است.

پرورش ماهي واقع در دشمن زياري...

آسياب واقع در بوان...

برداشت آزاد...


مخصوص دارندگان -البته ببخشيد بقيه اش رنگ خورده -پارك هاي دوبل ممنوع .
غير استاندارد و توقف هر كجا مشكلي است براي خيابون هاي شلوغ ما.

وظيفه ي ماست رعايت نظافت شهر اگر چه خيلي سخته اما در عوض لذت بخشه.
پيشنهاد:بطري آبميوه رو تو سطل بياندازيم ماسه رو به اندازه بياوريم و كنار بريزيم ديگه سطل هم احتياج نيست و اينگونه موارد.

بدون شرح...

چه كسي درخت را كاشته؟درختكار. چه كسي ساختمان ساخت؟بنا. چه كسي آن را خراب كرد؟ خرابكار چه كسي مخدوش كرده است چهره طبيعت؟اختشاش گر چه كسي عكس گرفت؟عكاس چه كسي دوست دارد داد بزند اين چه وضعشه؟كسي كه دوست دارد دو ماه بعد در دادگاه داد بزند اتفاقا وضعيت مناسبي است.او هم كه داد نزده اگر چه به چراي گوسفندان مشغول است ليك مي داند كه درخت پابرجاست اما اين كافي نيست چرا كه علف هاي سبز در تلي از آوار خفه مي شوند.مسله به اين روشني همه چيز رو شده است آنچنان كه گوسفند هم مي داند و مي فهمد!

|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|