موضوع : نقد و تحلیل مختصری از الگوهای جامعه ی ممسنی در حیطه ی آئین ها و شرحی از رسم عروسی ...

اکنون که ما در جامعه ای با الگوها و نیازهای متفاوت فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی زندگی می کنیم . شاید کمتر به این نکته توجه کنیم که این جامعه که تک تک ما عضوها و زیر مجموعه های آن می باشیم روند طویل و الگوها و نظریه ها و راهکارها و سنت و آئین و آداب مختلفی را در زمان های دور و نزدیک و هم چنین در عرصه های متفاوت گذرانده است تا به شکل امروزی ، در آن واقع شده  به عنوان جزئی از آن برای دست یابی به یک الگو و رفتار که گاهی منظم و اُرگانیک و گاهی نیز غیر منظم ، محدود وغیر محدود می باشد به منظور گذران زندگی و شکل گیری این الگوهای برای نیل به اهداف آینده و روند آن در زندگی نسل آینده به نوبه ی خود و گاه به صورت ناخودآگاه ایفای نقش می نماییم . اکنون این جامعه دوران ها و تحولات متفاوت و شگرفی را پشت سر نهاده است تا به اینجا رسیده که در شکل گیری آن میلیون ها انسان و هزاران نظریه پرداز دخالت آگاه و ناخودآگاه داشته اند . گاه این الگوها پویا و انعطاف پذیر و گاه نیز با ساختاری شکننده عرضه شده و می شوند . نهادها و سازمان های مختلفی که همه در حیطه آنها ایفای نقش می کنیم خود به خود بوجود نیامده و امروز ما را به نوعی کنترل می کنند و جهت می دهند . نهادهایی همچون خانواده ، حکومت ، دین ، آموزش و ... و البته دوران های مختلفی چون عصر باستان ، جامعه های اولیه ، برده داری ، که تقریباً تاریخ زیادی در نقاط مختلف جهان دارد و نظریات و دوران هایی چون فئودالیسم ، کاپیتالیسم ، کمونیسم و ... نقش خانواده به عنوان یکی از ابتدائی ترین و فراگیرترین نهاد نقش به سزایی در تربیت افراد و جامعه و هم چنین شکل گیری آداب و رسوم می باشد . که بحث مورد نظر ما چگونگی شکل گیری این آداب و رسوم در جامعه ی کوچک ممسنی به عنوان زیر مجموعه ای از یک اجتماع وسیعتر می باشد . الگوهای خانواده ممکن است از یک جامعه به جامعه ی دیگر متفاوت باشد . و ممکن است الگوهای جامعه با گذشت زمان تغییر یابد . که در جزء کوچکتر آن خانواده تحول یافته و در شکل بزرگتر جوامع را تحت تاثیر قرار می دهد . خانواده به عنوان یکی از نهادهای اولیه به طور ناآگاهانه ایجاد شده است و در سطح جهان . خانواده ها محکوم به انجام کاری نیستند . بلکه به غریزه در حال زندگی می باشند و یا موظف به تربیت جوامع . برای بقاع بشر تولید مثل می کنند . از کودکانشان مراقبت کرده و در اجتماع کردن آنان نقش به سزایی دارند . اقتصاد را تامین می کنند و جایگاه هریک از اعضا خود را تثبیت می کنند . و مهم تر آنکه میدانها و دانسته های فرهنگی خود را از نسلی به نسل دیگر منتقل می کنند . جوامع را به جمع گرا و فردگرا تقسیم می کنند . در جوامع و خانواده های فردگرا منافع شخص بر جمع ارجحیت دارد . اندیشه گروهی نیست با اعضا کمتر و خانواده های کوچک زندگی شکل گرفته و ادامه می یابد . از عقاید دیگران کمتر استفاده می شود و فرد موظف به رعایت آداب و رسوم خاصی نیست وابستگی پایین است . جدا شدن از خانواده و تشکیل خانواده ای دیگر در مکان و شرایط دیگر عیب نیست بلکه واقعیت و افتخار به شمار می آید . اما در جوامع جمع گرا اینگونه نیست خانواده ها  گسترده هستند نظر گروه بر فرد ارجحیت دارد . از آنجا که فرزندان ، پدر ، مادر ، پدر بزرگ ، مادربزرگ و گاهی اقوام دیگر در یک مکان و حداقل با یک عقیده ی مشترک زندگی می کنند خانواده از گستردگی برخوردار است . عنوان خانواده گسترده که در انسان شناسی فرهنگی به این خانواده ها اطلاق می شود . از صمیمیت اعضاء به همدیگر نیز اشاره دارد آنها در مسائل و مشکلات از همدیگر کمک می خواهند و از آداب و رسوم خاصی پیروی کرده از بزرگان تاثیر می پذیرند . ممسنی را باید براساس شرایط محیطی ، آداب ، فرهنگ و ... در یک سازمان ایلی عشایری تصور کنیم که با گذشت زمان و تحولات ایجاد شده در جامعه ی سنتی آن به شکل امروزی درآمده است که البته این شکل جامعه کنونی را در شرایط جهانی و تعاریف و استانداردها و هم چنین شکل بسیاری از شهرهای کشور ، را اعم از ترک و لر و کرد و هر ایل و تبار دیگر را نه می توان جزء جامعه مدرن به حساب آورد و نه جزء جامعه سنتی . در همین قرن معاصر هریک از اعضاء جامعه ی ممسنی عضوی از تشکیلات ایلی به حساب می آمدند . و هم اکنون اگر چه کم رنگ تر اما باز هم ما از اعضاء یک ایل به شمار می آییم . که در خانواده متولد ، بعد عضوی از دودمان ، بعد از آن طایفه (تیره ) و بعد ایل می باشیم . در جامعه ی سنتی و پیشین شهرستان به فرض که خانواده ها هسته ای باشند و تعدادشان کم و بخواهند فردگرا بیندیشند این اجازه به آنها داده نخواهد شد . زیرا همین خانواده کم عیال و هسته ای خود جزئی از یک گروه محسوب می شد . که در مناطق مختلف به نامهای : دودمان ، بنیچه ، تش ، دهه ، اولاد ، تیپ ، کُوده ، بنکو و ومال ذکر شده است . در خانواده پدر رئیس بود . در قدیم دودمان و بنکو که اعضاء آن از لحاظ نصبی و سببی فامیل بودند را ریش سفید اداره می کرد . اصطلاح باستانی آن می شود « مان پتی » و اداره دیگر به عهده کتک خوتا «کدخدا » اداره ایل بر عهده خان یا ویس پتی بوده است . خانواده گسترده که به آن بنکو می گفته اند باید از یک یا چند نفر تبعیت کرد و پایبند به اعتقادات و آداب و رسوم بود که این خانواده گروهی و جمع گرا است ، اسکندر امان اللهی در کتاب «کوچ نشینی در ایران » از اهداف ، شکل خانواده و روابط خویشاوندی کوچ نشینان نیز بحث نموده است . از خانواده های گسترده ، پیوسته ، هسته ای ، چند همسری و ناقص نام برده است . بنابراین در ممسنی گروهی اندیشه می شود و به اعتقادات گروه و طایفه و خانواده گسترده و به نظراتشان اهمیت داده می شود . به آداب و رسوم نیاکان احترام گذارده می شود حال سئوال اینجاست که این آداب و رسوم تا چه اندازه صحیح می باشند ؟ امروزه شکل جامعه ایلی و ممسنی تا حدودی تفاوت نموده است و به سمت مدرن شدن پیش می رود . نسل قدیمی آرام آرام می میرند و نه آرام آرام بلکه به زودی از یاد می روند . این بحث آسیب شناسی نمی کند و صحیح و غلط در این مطلب ذکر نشده است یعنی اینگونه نیست که بگوییم این رسم x اشتباه و y صحیح است . که جای بحث آن در این مقاله نمی گنجد و می سپاریم به مخاطب تا او جواب دهد. چهل سال پیش یک جوان بیست ساله در ممسنی و البته یک پیرمرد شصت ساله در مراسم عروسی چوب به دست می گرفته اند و حتماً چوب بازی می کردند .

اکنون فرزند بیست ساله ی همان جوان بیست ساله تا چه حد میل و اشتیاق به این کار دارد و بیست سال دیگر فرزند این جوان کنونی تا چه حد میل نشان می دهد ؟ اگرچه رقص دستمال بازی به روز تر شده است اما اجرای همان سنت است که نقش آن را معمولاً زنان بازی می کنند . در تشکیلات ایلی بوده اند سنت هایی که اکنون ما نام آنها را نیز نمی دانیم . در اینجا به ذکر چند آداب و سنت می پردازیم . دامداران و کشاورزان قدیم که بارش باران طولانی شود و از یک هفته فراتر رود چنانچه اسم چهل کچل ببرند و با هراسم یک بند را گره بزنند باران متوقف می شود که گاه به منظور ممانعت از بارش باران به آمار گرفتن از کچلهای شهرستان اردکان می پرداختند نام این رسم چهل کچلون بود . در رسم تاجک خرمن عده ای از کشاورزان معتقد بودند که اگر چند عدد زباله یا پهن گاو و الاغ را بر بوته خارداری آویزان کنند و بر اطراف خرمن آماده وزن قرار دهند برکت آن افزون می شود . اینها رسوماتی بوده اند که اکنون از یاد رفته اند و تنها می توان گفت چون ریشه تاریخی و منطقی قوی نداشته اند به تدریج کمرنگ و یا به کلی محو گشته اند . حال به رسم دیگری اشاره می کنیم که شاید قرن هاست ادامه دارد و هنوز اگرچه کمرنگ اما در حیات است . در قدیم صاحب عزایان سه شب بر سر قبر مردگان خود چراغ روشن می کردند این رسم هنوز باقی است و احتمالاً از آئین های قدیمی ایرانیان بوده است . حال در قسمتی از آئین زرتشتیان آمده است که چون کسی از جهان بیرون شود سه روز یزشن سروش (دعای ویژه ) کنند و آتش بر افروزند و اوستا خوانند چرا که روح او سه روز در اینجاست . حال این رسم که تقریباً ریشه ی دینی و تاریخی دارد به جای خود باقی است و اگر کمرنگ شود خنده دار نیست . جای بحث دارد . حال با مطالعه و دقت در امور می شود به درستی دریافت کدام آئین از خرافات ساخته دست بشر و کدام از لحاظ منطقی ریشه دارد . اکنون عروسی در شهر ما که قبل و بعد از آن و در روز عروسی خود دارای آداب و رسومی است قابل بحث است . از آنجا به این بحث امید بسته ایم که امروز می توانیم بنویسیم روز عروسی نه شب و روز عروسی .

از آنجا که اکنون در جهان پیشرفته و قرن تکنولوژی و صنعت و جوامع پیشرفته به سر می بریم وضعیت آنچنان که یک یا چند قرن پیش بوده است باقی نخواهد ماند . به هر صورت ما در مملکلتی زندگی می کنیم که از لحاظ سطح فرهنگ از دنیای اطراف خود عقب تریم . گویی ما در این چند دهه و چند قرن خواب بوده ایم . هر روز یک حکومت جدید ، یک کودتا ، یک ایده و نظر و یک جشن ملی که ماه عسل آن چیزی جز پس رفت و درجا در عرصه های متفاوت نبوده است . و هر حکومت جدید از آن یکی غیر کاراتر که البته مردم نیز در ایجاد این وضعیت نیز مقصرند . اما به هر وسیله می توان دل بست که ما تغییر می کنیم هر چند با سرعتی کم و کند . اگر ما یک فرد را که در حین انجام کاری خلاف شئونات و قوانین جامعه باشد مشاهده کنیم او را بی فرهنگ تلقی می کنیم در صورتی که کاربرد این واژه نادرست است . هر شخص و هر جامعه دارای فرهنگ می باشد . یعنی هیچ کس در دنیا بی فرهنگ نیست همه با فرهنگ اند اما یک سری نسبت به عرف ، قوانین ، تمدن و موقعیت های متفاوت جامعه شان دارای فرهنگ غلط و عده ای دیگر دارای فرهنگ صحیح می باشند . ازدواج یعنی آغاز زندگی زناشویی ، یعنی قاتی مرغها شدن و ارزش دادن به مسائلی که در سالهای متوالی عمر کمتر بر ایشان ارزش قائل بوده ایم . و شاید احتیاط در برخی از اعمال و رفتارهامان معمولاً این پیوند را جشن می گیرند که می گوئیم عروسی . جشن عروسی خود شامل آداب و رسوم های متعددی می باشد . مدتی قبل از عروسی معمولاً اقوام نزدیک در منزل داماد حضوری گرم دارند . این نشانه ای از تصمیمات گروهی است . که صرفنظر از آنکه ما چه فکر می کنیم خالی از فایده نیست و یکی از دلایل جمع گرا بودن جوامع ماست . تهیه ی غذای عروسی در سالهای اخیر کاری سهل تر از انجام تشریفات عروسی می باشد . خرید لباس ، طلا و جواهرات ، خرید وسایل مورد نیاز منزل به قیمت های گزاف و تجملاتی که باعث تعجب دیوارهای خانه ی ساده شهرستانی ها خواهد بود و تشریفاتی مانند وسایل شادی و تجملاتی چون سفره عقد و ... هزینه ای گزاف را بر عهده ی خانواده داماد و عروس خواهد گذاشت . حال در اینجا لازم است که ما خود بدانیم از کدام نوع جوامع می باشیم. سنتی یا مدرن . نه سنتی هستیم نه مدرن و هم سنتی هستیم هم مدرن . در گذشته ی نه چندان دور اگر غذایی مهیا می شد با هر کمیت و کیفیت دیگر از تجملات خبری نبود اما اکنون اینگونه نیست چنانچه ما غذا تهیه کنیم و شیرینی و گل را در مقابل آئینه ها و بر سر سفره هایی بگذاریم که در حد توان درآمدی ما باشد عفت کلاس محسوب می شود یعنی ما خواهانیم تا با جامعه ی پیشرفته ای امروز حرکت کنیم . و تجملاتی باشیم . هم چنین خواهانیم یک سری از رسومات قدیمی و هزینه بر را داشته باشیم . چنانچه ما مدرن باشیم باید از یک سری الگوها پیروی کنیم . مثلاً در جشن ها تجملات داریم و در زندگی روزمره ی خود با احتیاط عمل می کنیم با احتیاط دست به جیب می شویم و خرید می کنیم یعنی برای دو نفر سه کیلو میوه نمی خریم . در حد توان اقتصادی خود آنچنان قدم بر می داریم که یک نگاه کوتاه به آینده نیز در ذهن ما بگنجد . در صورتی که ما در ممسنی شرط اول یعنی تجملات را داریم اما شرط دوم یعنی صرفه جویی را عیب و آر می دانیم و صدها مورد دیگر که جای بحث و شرح آن در این جا نیست . پس طبق بیان اول ما مدرنیم و طبق بیان دوم سنتی . ما هم سنتی هستیم و هم مدرن و هم هر دوی آن . و ایل یک روزه قابل حل شدن نخواهد بود چرا که دهه ها تجربه و گذشت زمان نیاز است تا خیلی رفتارها جایگزین آداب و رسوم مختلف شود . که البته جای احتیاط است در عمل شایسته ای که به جای حرکت دیروز رخ خواهد داد . و این همان است که ما اکنون نمی دانیم کجا واقع شده ایم . مرگ یک نفر کافی است تا خیلی از برنامه ها به هم بریزد و عروسی ها به زمان دیگری موکول شود البته در بررسی این موضوع خواهیم دید که یک حرکت تدریجی از جامعه سنتی به سمت الگوهای مدرن داشته ایم . آن چنان که در گذشته اطرافیان معمولاً یک سال و یا بیشتر بعد از فوت شخص سیاه پوش بوده و به خاطر احترام به جامعه ی سنتی و آداب و رسوم مثلاً از روشن شدن تلویزیون که یکی از نمایندگان مدرن در گذشته به شمار می آمد خودداری می کردند و پرهیز از جشن و ... که البته اگر کمی به عقب برگردیم متوجه ستیز جامعه سنتی یا مدرن خواهیم بود .

دستمال بازی : در عروسی های قدیمی به جز دستمال بازی و چوب بازی ، سوار کاری نیز می کردند اما با وجود ماشین های نفت و گازسوز دیگر اسب های جوان نیز در باشگاههای سوارکاری گوشه نشین خواهند شد . دستمال بازی در قدیم از هنرهای زنان و مردان به خصوص دختران دم بخت بوده است و در جشن ها از جمله عروسی ها اجرا می شده . که دسته جمعی و به صورت دایره ای هنر محلی را به نمایش می گذاشته اند که در هر ناحیه متفاوت بوده است در بویراحمد و قشقایی دستمال بالا و پایین و در ممسنی و کهگیلویه رقص دستمال افشان و به صورت چرخش در بازوان و در طراف سر که حالت آن شورانگیز و جالب تر بوده اجرا می گردید . اکنون این هنر محلی در عروسی ها با لباس های محلی اجرا می گردد . زنها معمولاً عاطفی اند و اجرای هنر و یا گفتن چیزی که انسان خود می داند ذاتاً انسان را از لحاظ روحی طراوت می بخشد که نمایش این هنر نیز خالی از فواید فرهنگی نخواهد بود.

چوب بازی : از جمله رقصها و بازیهای سنتی و قهرمانی قدیم است این بازی خاص مردان و معمولاً جوانان چابک است . پس از رقص ویژه و آهنگ که نایاشهنا و دهل آن در میان تماشاگران جوانی با یک چوب بلندتر که نقش سپر دارد به میدان می آید و پس از رقص کوتاه با پا و چوب جوان دیگری که چوبی کوچک و سفت در دست دارد به دنبال او می آید که با انداختن چوب کوچک باید به قسمت زیر زانوی فرد سپرگیر برخورد کند این بازی در عروسی ها ، جشنهای ملی ، پیشواز از بزرگان ، ختنه سواران بر پا می گردید و تماشاگران تعصبات خاصی نسبت به بازیگران داشته اند که اکنون در عروسی ها البته کمرنگ تر بر پا می گردد .

از دیگر تشریفات عروسی ها که کم کم برچیده می شود می توان از مراسم کدخدایی قبل از عروسی و واطلبان در بعد از عروسی نام برد . که خدایی مراسمی با حضور ریش سفیدان برای رایزنی در مورد تشریفات و مخارج بوده است که در خانه پدر دختر برپا و واطلبان که در فارسی بازخوانان گفته می شود سه روز بعد از راهی شدن عروس به خانه ی داماد چند زن میان سال به خانه داماد رفته و از عروس و داماد و بستگان آنها دعوت می کردند که برای بازدید خانه ی عروس به ایل یا خانواده مقابل بیایند که هم عروس از دلتنگی درآید و هم نشانه ای باشد بر استواری و خوشنود بودن طرفین از آن پیوند در قدیم و در برخی از ایلات به هنگام واطلبان اعضاء خانواده ی عروس و داماد تا یک هفته مهمان بودند و بعد از برگشت مبلغی به عنوان هدیه به عروس پرداخت می گردید . از دیگر رسوم عروسی می توان به پس پرده ، شب دامادی ، گوشک گروُن ، همراهان عروس ، حجله ها ، نامزدی ، خواستگاری نام برد .

اکنون از این مطلب مختصر می توان نتیجه گرفت که ممسنی واقع در مرزی است میان جامعه ی سنتی و مدرن و دو راه بیشتر ندارد برگشت به جامعه سنتی و جزئی از مدرن شدن . البته می توان مدرن شد و به یک سری از اعتقادات و آداب و رسوم گذشته نیز توجه نمود که البته به نظر می رسد در این میان تعدادی از رسوماتی که با جوامع امروزی و قوانین و عرف های معمول همخوانی ندارد باید حذف شود چرا که انسان امروزی گویی در سرزمین دیگری با یک سری از شرایط جدید متولد شده و رشد کرده است .

دانلود کنید: دانلود